مرتضى مطهري

386

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

و پيشوايان اعم از سياسى و مذهبى كه فلسفه اش تسكين خاطره ها و جلوگيرى از عقده هاست . داستان على عليه السلام و علاء بن زياد حارثى و برادرش عاصم مربوط به اين جهت است . حديث بحار ، جلد 9 ، صفحهء 578 كه در ورقه هاى ماهيت و فلسفهء زهد نقل كرديم نيز مبيّن اين معنى است ( 1 ) 3 . تسلط بر نفس و رهايى از اسارت طبيعت و از اعتيادها ، و به همين جهت پيشوايان خفيف المؤنه بودند . زهد و آزادمنشى : در واقع يك فلسفهء اساسى زهد ، آزادى و آزادمنشى است ، البته آزادى از طبيعت نفسانى خود . ما اين جهت را در ورقه هاى يادداشت فلسفهء زهد ( صفحهء 379 ) بسيار عالى بيان كرده‌ايم . اين جهت و اين فلسفه براى هر انسانى اعم از دينى و غير دينى و خصوصاً براى پيشوايان لازم است . اين نوع زهد است كه از يعقوب ليث صفارى هم نقل مىشود و پسنديده است . اين نوع است كه در گاندى هم هست . اين آزادگى ، هم از نظر كيفيت زندگى فردى كه بايد مقرون به عزت باشد لازم است ، هم از نظر اجتماعى كه تحرك را آسان مىكند ( 2 ) 4 . رياضت و انجذاب به حق و مبارزه با جاذبه هاى مادى و اينكه دو جاذبهء مختلف در انسان است : يكى مادى و سفلى و يكى علوى . جملهء امام صادق كه در ورقه هاى ماهيت و فلسفهء زهد نقل كرديم و همچنين جملهء بوعلى در اشارات كه « الزهد عند العارف تنزه ما عما يشغل سره غيرالحق و تكبر على كل شىء غيرالحق » و همچنين آنچه در نهج البلاغه در نامه به عثمان بن حنيف آمده كه در ورقه هاى زهد و رياضت نفس و آمادگى براى معنويت نقل كرديم و يا در خطبهء 107 ( 3 )

--> ( 1 ) همچنين جملهء مولى : * ( و لو شئت لاهتديت الطريق . . . أأقنع من نفسى . . . ( 2 ) و به طور كلى شخصيت انسانى پيدا كردن . لهذا حتى كمونيستها آن را تقديس مىكنند كه در صفحهء 383 از نوشين نقل كرديم . ( 3 ) * ( سبحانك خالقاً و معبوداً . . . فلا الداعى اجابوا و لا فيما رغبت اليه رغبوا و لا الى ما شوقت اليه اشتاقوا ، اقبلوا على جيفة قد افتضحوا بأكلها . . . و من عشق شيئاً اعشى بصره . . . ) *